مداد رنگی - Colored pencils

مداد رنگی - Colored pencils

چند روز پیش رفتم زیرزمین خونه. انگار که یه چیزی داشت منو به طرف خودش می کشید. (مثل تو فیلم ها) 😱

هرچند از بچگی وقتی اسم زیرزمین میومد، یه ترس و وحشت خاصی وجود آدم رو احاطه می کرد، انگار که یک هیولایی اون پایین، در اون تاریکی و نمناکی داره زندگی می کنه و صاحب اصلی زیرزمینه.😲😳

با این وجود، هنوز یک چیزی زیرزمین خونه منو داشت صدا می زد و به طرف خودش می کشید و می گفت: "ممسا گل منی تاپ" خخخ  یعنی محمدرضا بیا منو پیدا کن.😆😁

زیرزمینی که سوا از مخوف بودنش، کلی اسباب بازی و وسایل قدیمی جور با جور، با کلی خاطرات تلخ شیرین، تو دل خودش نگه داشته.

بعضی ها تو قفسه بودن و بعضی ها داخل کمد، بعضی ها داخل گنجه و عده ای هم داخل مشما با اون گره های سفت و محکم. بعضی ها هم داخل جعبه های مقوایی رو زمین ولو بودند و حسابی زیرزمین رو شلوغ  کرده بودند. گرد و خاک هم که یار و یاور همیشگی شون بود.

یکسره رفتم سر گنجه چوبی، انگار که دارم دنبال گنج می گردم، یک گنج پنهان. خخخ. 😤😉

همین که درشو باز کردم کلی لوازم التحریر و اسباب بازی داخلش بود، که دربست منو فرستادن به روز های خوب گذشته و همونجا خشکم زده بود، انگار همشون داشتن برایم خاطره تعریف می کردند. وای خدااا... چه روزایی بود.😊

بعد از دیدن کلی وسیله و یادآور خاطرات گذشته، بلاخره جعبه مدادرنگی ها خودشو به من نشون داد. نگو همه این سرو صداها و قایم موشک بازی ها به خاطر مدادرنگی تمساح نشانی بود که، تنها بازمانده مدادرنگی دوران بچگی هست که سالم و دست نخورده مونده بود و منو صدا می زد.

***

A few days ago I went to the basement of the house. It seemed that something was pulling me down the stairs into the basement, like horror movies. 😱

However, since childhood when I hear "basement", I have this feeling of fear and  terror inside of me. It feels likes some sort of a monster is living down there and he is the owner of that dark and damp basement. 😱

In spite of that, something was calling me, from the basement of the house and pulling me over to his side. looks like playing tug of war,😰 and keep telling me: Yoo bro, come and find me! 😆😁

The basement that apart from its dreaded, it have kept lots of toys and other old things with lots of good memories for a long time.

They were everywhere: on the shelves, in the closet, mostly were in the boxes and some were in the nylon with rough Knit which scattered everywhere, and of course dust was there only friend. 😢😭

I went straight towards an old wooden box, looks like I am looking for hidden treasure. LOL 😤

As soon as I opened the old wooden box, there were lots of stationery and toys which took me back for many years ago. Oh my gush! Those were the days.😵😍

After remembering the memories, It was only then that suddenly I realized, I was in a game of "Hide-and-seek". All the time it was an old Alligator-mark colored pencils. The only survivor colored pencils of my childhood. 😍😉


colored pencils (1) colored pencils (2) colored pencils (3) colored pencils (4) colored pencils (5) colored pencils (6) colored pencils (7) colored pencils (8) colored pencils (9) colored pencils (10) colored pencils (11) colored pencils (12) colored pencils (13) colored pencils (14) colored pencils (15) colored pencils (16) colored pencils (17) colored pencils (18) colored pencils (19) colored pencils (20) colored pencils (21) colored pencils (22) colored pencils (23) colored pencils (24) colored pencils (25) colored pencils (26) colored pencils (27) colored pencils (28) colored pencils (29)