آسیابک قرمز - Red Dragonfly

 آسیابک قرمز - Red Dragonfly

چند روز پیش رفتیم باغ پدر که تفریح کنیم و یکمی هوای تر تمیز بخوریم، تا ریه هامون رو پاک سازی و تصفیه کنیم.
تقریبا ظهر بود که رسیدیم، آفتاب هم اون بالا هر چی این پایین بود رو یا کبابش کرده بود یا جز غاله می کرد و هرچی موجود زنده این پایین بود رو نسلشو داشت منقرض می کرد خخخخخ از بس این خورشید خانوم زیادی فلفل قرمز خورده بود خخخخخخ، حالا بد تر از اون یه لکه ابر هم نمی شد تو آسمون پیدا کرد که یه نسیمی، بادی، حتی شده طوفانی بیاد و یه خورده خنک بشیم،  ولی گرمای خورشید خانوم هم بدتر و بدتر می شد.

ولی دلمم نمیومد که دست خالی و ناراحت برگردم خونه و منم دوربین رو دوشفنگ کردم و رفتم کنار چاه آب بلکه یه موجود عجیب غریب دیگه ای پیدا کنم ولی تو اون گرما حشره ای که نبود هیچ، آب چاه هم نمیومد، دیگه بهتر از این نمیشد.
اومدم به خودم روحیه بدم، کلا ناک اووت شدم رفت خخخخخخ  D:

ولی کیه که ناامید بشه، بنابراین تصمیم گرفتم برم تو زمین های همسایه و منم تو اون گرما که عرق کرده بودم و عین هو لوله آبی که ترک خورده باشه عرق از سر و گردنم سرازیر می شد، محض رضای خدا یه کلاه هم نداشتم تا از سایه اش استفاده کنم ولی با امید و روحیه ای که داشتم همچنان داشتم می گشتم ولی همه حشرات جین فنگ زده بودند و شاید هم نصیب گرگ بیابون شده بودند خخخخخخخ والا (:

بعد از مدتی که بدنم داغ کرده بود و موتور سوزونده بودم داشتم از کنار مزرعه گوجه قرمز بر می کشتم که ییهویی یه آسیابک دیدم ولی رنگش قرمز بود، منم زودی دوربین رو به راه کردم و رفتم جلوتر و دیدم که، بلهههههههه یه آسیابک قرمز خوشگل.
اگه یادتون باشه پستهای قبلی یه آسیابک آبی دیده بودم و این دفه هم یه آسیابک قرمز رنگ.
هر چند روز خیلی گرم و کسل کننده و خسته کننده ای بود ولی این آسیابک قرمز خیلی حال داد و مخصوصا اینکه آسبابک با رنگ دیگه ای رو دیدم خیلی جالب بود.

راستی فکر کنم دارم کلکسیون آسیابک جمع می کنم خخخخخ

این هم چند تا عکس از آسیابک قرمز 

اون باهاشو نگاه کنین همچین چنگگ زده به شاخه هه که عمرا بیافته و مخصوصا تو این موقعیت ها دمشون رو بالا می برن تا تعادلشون رو حفظ کنند و فشار زیادی رو دست و پاشون نباشه تا خودشون رو نگه دارند.
این روزمون هم اینطوری تموم شد ولی خیلی خوب و عالی بود.


A few days ago I and my parents went to the my father's garden to have fun and enjoy the  fresh air and breathe some fresh air to clean up our lungs. looool

It was almost noon when we arrived, the sun was shining in the middle of the sky and was burning everything down or make them looked like kabab. who else knows, maybe the sun has eaten so much chili. loool :D

but worse than that I could not find a spot of cloud in the sky to have some breeze and unfortunately sun was getting worse and worse.
But I was not disappointed, so I took the camera and I went near the water well to find another strange insect but unfortunately the motor of water well did not work so there was no running water.

what a horrible day, it could not be worse than that.

But who wants to get frustrated. so I decided to go to the neighbor's land. After a while I was very hot because of the weather, and unfortunately I did not have a hat to put it on my head.

when i walked beside tomatoes farm, suddenly I saw a dragonfly but in different color and the color of dragonfly was red so this made me interested, by the way if you remember I saw a blue dragonfly and I explained it in last post but this time I saw a red one and this made me very happy and interested.

when I saw that red dragonfly which made me interested I did not felt very hot in that hot weather .lool  ;D

you know at that time I think I had gathered a collection of the dragonflies. :D

here are some photos from that red dragonfly.